مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
345
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
آب شبّ يمانى « 1 » شستن . فصل چهاردهم : در سلاق سلاق آن است كه پلك غليظ شود و مىخارد و مژه مىريزد . اگر ابتداى حدوث آن بود سماق در گلاب آغشته ، صاف كنند و بكشند و از برگ خرفه و كاسنى و روغن گل ضماد نهند « 2 » با « 3 » سفيدهء تخم مرغ و روغن گل ، و اگر ديرينه و غليظ بود فصد و حجامت كنند . بعد از آن مطبوخ هليله دهند و سر به بخار آب گرم مىدارند و شياف احمر ليّن و زيرج « 4 » كشند « 5 » و ضماد به عدس مقشّر و تخم انار و ميبخت « 6 » كنند . فصل پانزدهم : در قرحه ريش چشم اگر بر جانب راست بود ، بر چپ تكيه كنند و اگر در جانب چپ ، بر راست و اگر چرك داشته باشد به آب عسل و شير دختران بشويند و شياف كندر مىكشند . امراض عين بسيار است . آنچه وقوعش بيشتر است در اين مختصر ايراد كرده « 7 » شد . باب سيم در امراض گوش و بينى
--> ( 1 ) . شبّ يمانى : شبّ ، نوعى از زاج ( زاگ ) باشد و آن را زاج بلور خوانند . ( برهان ) معدنى است شبيه به نمك و نوشادر كه آن گوگرد آمونياك و پتاس است به شكل بلور سفيد و با مزهء گس . ( لغتنامه ) آن را انواعى است و بهترين نوع آن شبّ يمانى است كه از جانب يمن آورند . ( 2 ) . ل : كند . ( 3 ) . ل ، ف : يا . ( 4 ) . س : ديزح . ( 5 ) . ف : كشيدن . ( 6 ) . س : انارى بخت ؛ ميبخت ( ميبختج ) : همان مىپخته است . ( ر ك : اختيارات ، ص 429 ) . ( 7 ) . ل ، ف : - كرده .